خرید بک لینک


زرنگ دختر سرما خورده. صبح ها گلوش بسته ست. براش نخود پخته با آویشن و آب لیمو و روغن زیتون گرم می کنم. بعد که می خوره با خوشحالی می گه گلوم بازِ باز شد و من میگم خداروشکر.
امروز صبح هم نخود خواست اما مطمئن دیشب خورده بود و تمام شده بود. من هم به جای نخود، همراه صبحانه ش شیر گرم کردم و عسل و قاشق گذاشتم کنارش که خودش اضافه کنه و هم بزنه. بچه ها دوست دارن هم زدن لیوان و استکان رو.
می دونستم تحفه خانم من شیر گرم دوست نداره اما به هوای عسل و قاشق فکر کردم می تونه قبولش کنه. که با ناراحتی ردش کرد. رفت برای خودش یک لیوان دیگه اورد و شیر سرد ریخت و خورد.
من ناراحت شدم از رفتارش. می تونست آرومتر بگه. بهش گفتم.
اما پیش خودم فکر کردم والله این اخلاق شایسته خانمهاست در این دنیای پر از ظالم! مخصوصا مردان ظالم. که راحت بشه ردشون کرد.
اما منکه نه مَردم نه ظالم ان شاءالله!
کاش به وقتش بتونه راحت رد کنه و بگه نه! اون هم به یک ظالم! سست نشه رقیق نشه احساسی نشه!


برچسب: نویسنده: علی فدایی تاريخ: پنجشنبه 18 آذر 1395 ساعت: 4:17

صفحه بندی