چند روزیست که فیلم می بینم. فیلمهایی که با وسواس انتخاب می کنم و به تنهایی می بینم. حالم بهتر شده. روحیه ام عوض شده و سرزنده ترم. باعث شدند سردی و بی تفاوتیهای مطمئن برایم کم رنگتر شوند و به جایش به آن مقدار توجهی که به من دارد _که فکر می کنم خیلی کمه_ بیشتر نگاه کنم و بزرگ ببینمش. رفتارم گرمتر شده.
دیروز لباس صورتی ساده ای که اون لاین ارزان تهیه کرده بودم را پوشیدم و وقتی مطمئن از سرکار آمد و سلام کرد و سرش را انداخت پایین بی خودی خندم گرفت و گفتم مبارک باشه! باز نگاهم کرد و خندید و گفت مبارک باشه!
به همین راحتی دو هفته سرسنگینی از بین رفت!
نمی تونه به خیلی بهانه های دیگه اینکار رو بکنه!
نه نمی تونه!
نمی تونه دیگه! این یک قدرت خاصی می خواهد که او ازش محروم است! اما من تا دلم نخواهد واجد این قدرتم! از این بهتر! آدم اینهمه با قدرت!
برچسب:
نویسنده: علی فدایی