چند روزی ست که گوشه مستراح و یا همون توالت و دستشویی و یا زیادی و بیخودی مودبانه ش حمام _بدم میاد می گن حمام_ یک عنکبوت ریزه میزه ولی لنگ دراز خونه کرده! آره! ندانم چه بکنمش! نمی خوام بکشمش! جون داره! نمی دونم با دستمال آروم برش دارم ببرم بندازمش بیرون! می ترسم لنگهاش بشکنه از بس ظریف و باریکن! خیلی هم احساس اطمیان کرده که چند روزه جا خوش کرده و یکم نرفته بالاتر مثلا که احتمال دیدنش و خطر نابودیش کمتر!
بدم میاد می گن حمام! یکبار که تازه عروس بودم و در بین این قوم تازه وارد بودم، خوب!؟ رفته بودیم پارک با بچه های یک مدرسه اسلامی. چندتا از دختر بچه ها می خواستن برن توالت من هم با صدای بلند به بقیه که همه زن بودن اعلام کردم که می ریم توالت. دقیقا همین کلمه توالت رو گفتم. بعد یکی از معلمها که از من کم سنتر هم بود با تشر به یکی از دخترها گفت داد نزنید توالت همه می فهمن زشته! آره! مثلا می خواست من رو ادب کنه جون خودش!
یکبار همین چند وقت پیش تو مسجد یک خانمی از همین قوم خیلی مودب داشت با هیجان از غیب شدن ناگهانی پسر پنج ساله ش در خانه می گفت: پسرم رو از مدرسه اوردم خانه، بهش گفتم می رم حمام زود میام. ده دقیقه بعدش اومدم از حمام دیدم پسرم نیست و در خونه بازه.....
دیگه هر جا به فکرش رسیده رو گشته و زنگ زده دوستان و پلیس و همسرش و ...
پسرش برگشته بوده مدرسه. نفهمیده مادرش می ره حمام و یکهو خودش رو در خانه تنها دیده و ترسیده. چون مدرسه خیلی نزدیک خونه شون بوده رفته مدرسه و اطلاع داده مادرش گم شده. از مدرسه به مادر زنگ می زنن که کجایی ننه بیا پسرت اینجاست داره دنبالت می گرده.
و مادر این بچه اصرار داشت که ده دقیقه هم کمتر در حمام بوده. حالا من نمی دونم این حمام همون حمام مد نظر منه که می ریم توش سر و بدن رو می شوریم و معمولا از ده دقیقه بیشتر طول می کشه و یا حمام مد نظر این قوم خیلی مودب هست که می رن توش جیش و پیش می کنن و خوب ممکنه بعضی وقتها هم ده دقیقه طول بکشه خوب! حیف ازش نپرسیدم!
حالا من داد می زنم می گم توااااااااااالت مستراااااااااااااااح! اونها که بدشون میاد پشت چشم نازک کنن برام و بگن چه بی کلاس!
برچسب:
نویسنده: علی فدایی