تصمیم گرفتم بلبلهای مهربون رو بیارم پایین پیش خودم. گناه دارن در طول روز تنها باشن تا بچه ها از مدرسه برگردن و خونه پرسرو صدا بشه باز. از هفته پیش آوردمشون پایین. نر و ماده ن. نره کوچیکه و حالا داره شروع می کنه نوک بسته خوندن. خیلی قشنگ می خونه. پرهاش رو تمیز می کنه و هی می خونه. با صدای آهسته می خونه. من هم قربون صدقه ش می رم و این هم ادامه می ده. خیلی ماهه! از بین همه حیواناتی که آوردم این محبوبترینه. آرومن. زیاد کثیف کاری ندارن. دور قفسشون رو نایلون کشیدم که پوست دونه شون زیاد بیرون نپره. قفسشون رو صبحها بعد از صبحانه خوردن بچه ها می ذارم رو میز کنار پنجره و درش رو هم رو به پنجره باز می کنم. جاشون نزدیک آشپزخونه ست اما احتمال پریدن به اونجا کمه. می دونم اگه بپرن کجا می رن. وقتی هم که دارم غذا می پزم برای احتیاط در قفس رو می بندم. می ترسم یکهو بیان رو دیگ داغ. که تا حالا اتفاق نیفتاده. بیشتر نره میاد بیرون و رو قفس می شینه. بهشون میوه و سبزیجات می دم خیلی دوست دارن. اگه بخوام خوراکی جدیدی بدم قبلش سرچ می کنم براشون بی ضرر باشه. کاهو کلم سیب و گلابی خیلی دوست دارن. امروز هم پرتقال دادم که دوست داشتن.
اگه دوست دارید حیوون بیارید خونه و حال و حوصله تون هم شبیه من بود و خیلی احساس مسئولیت دارید، پیشنهاد می کنم بلبل بیارید. صداشون هم قشنگه.
برچسب:
نویسنده: علی فدایی