حالم بهتره؛ خدا روشکر. سرماخوردگی های من دوامش در بدنم زیاده. چند هفته طول می کشه تا آثارش کم و کمتر بشه. به خاطر سینوسهامه. برای همین دیروز صبح تا بعد از ظهرش به خودم آسون گرفتم و بیشترش رو به بافتن مشغول بودم. برای شام هم فقط آش عدس درست کردم. کمی برام سخت بودکه شاممون این همه ساده باشه. اما به خودم دلگرمی دادم که مثلا ما پیرو معصومین هستیم. و اینکه این غذا پروتینی هم هست و با نون و پیاز و روغن زیتون روش خیلی خوشمزه و سیر کُنه.....و اینطوری شد که همین شد شام ما.
طوفان برفی هم داشتیم. بعد از آوردن بچه ها، در هوای بیست درجه زیر صفر با اونها برف پارو کردم. دلم نیومد تنها اینکار رو بکنن. و همین کارم باعث بهتر شدنم شد. نمی دونم درست باشه این احتمال یا نه اما همیشه خودم رو اینطور دیدم که با فعالیت حالم بهتر می شه. سردردهام کمتر و روحیه م بهتر و مریضیم کمرنگتر.
دیروز عصربه خاطر همون طوفان برفی، سخت گذشت. سخت بود تا تونستم بچه ها رو از مدرسه بیارم خونه. هوا باد و برفی و خیابونها و کوچه ها همه پر از برف. با سرعت کمتر از 20 کیلومتر بر ساعت و حتی کمتر می روندیم. خیلی با احتیاط و اونقدر حساس بود که حال گذاشتن چیزی برای شنیدن هم نداشتم. این یعنی واقعا رانندگی سخت و حساسه در اون شرایط. خدا رو خیلی خیلی شکر که با ضعفهای زیادی که دارم، همچنان می تونم خیلی کارها رو که برای خانواده م لازمه انجام بدم و یکیش این رانندگی در هوای برفیه.
مدرسه مهربون که خیلی ازمون دوره، به خاطر این طوفان ساعت سه بچه ها رو با اتوبوسهاشون فرستادن که تا ساعت شش و ده دقیقه، مهربون رسید خونه. در طول این مدت برام از وضعیت بد خیابونها می نوشت که پر از برف و لیز بودن. همچنان مسئولین برای پارو کردن برف و نمک پاشی اقدام نکرده بودن و این حرص آدم رو در میاره. مطمئن هم دو ساعت کشید تا رسید خونه.
خداروشکر همه به سلامتی رسیدن خونه.
به خاطر سادگی شام یه کیک سریعی هم با میوه درست کردم. شام رو با همراهی سریال پایتخت خوردیم.
حال من خیلی بهتر بود. تونستم تا ساعت نه پایین باشم. بعدش هم می تونستم ادامه بدم اما برای خوندن کتاب رفتم بالا. دلم اوقات خوب کتاب خوندن رو می خواست. گرچه حال و هوای شحصیتهای این کتاب بعضیهاشون خیلی با حال و هوای من فاصله و فرق داره. اما جالبه. بعضیهاشون زیادی زمینی هستن و بعضیهاشون میانه رو.
برچسب: magic hour,magic hour imdb,magic hour photography,
نویسنده: علی فدایی