خانم بزرگ زنگ زد.
_سلام علیکم.
_و علیکم السلام.
_حالتون چطوره؟
_خداروشکر. همونجور ارغوان. همه چیز همون جوره. دارم آشپزی می کنم. امروز دخترم موهام رو شونه زد. نمی دونی چقدر گره خورده بود. شده بود لونه پرنده.
_چقدر خوب که براتون شونه زد. (واقعا این شونه کردن حس خوبی بهم منتقل کرد؛ کمی آروم شدم)
_آره. می دونی... من بعد از حرفهای دیروزم در مورد خدیجه خانم، خیلی اذیت شدم از خودم. خدا من رو ببخشه. من نباید اونطور می گفتم. این بنده خدا خیلی خوبیها داره. خیلی دست و دل بازه و راحت می بخشه. خیلی عذاب وجدان دارم. غیبت کردم. گفتم بهت بگم اگر واقعا می تونی کاری براش بکنی، بکن.
من با خنده بهش می گم: شما از خوبیهاش هم خیلی گفتید. همه ما بدی داریم. مثلا من خودم می بینید که اجتماعی نیستم.
_سکوت خیلی خوبه می دونی ارغوان! سکوت ثروته!
من با خنده می گم: اما من آنچنان هم اهل سکوت نیستم. با همسرم خیلی حرف می زنم (گرچه هر بار بعد از کم محلیهاش و کم حرفیهاش با خودم قرار می ذارم که دیگه همه چیز رو بهش نگم اما فایده نداره!) اونقدر حرف می زنم که فکر می کنم همسرم خسته می شه!
می خنده. من هم همین رو می خوام. خیلی خوب دارم حس عذاب وجدانش رو می فهمم. می خوام از اون حال و هوا در بیاد.
_با همسرت خوبه حرف می زنی. اما کلا سکوت خیلی خوبه.
_درسته.
_من هم سعی می کنم سکوت کنم و شکایت نکنم از اوضاع. زیاد چیزی به دختر و نوه هام در مورد این وضعیت شکایت نمی کنم. خدا بزرگه.
_نمی خواید بیایید پیشم حمام کنید؟
_نه! من خونه خودم می خوام حمام کنم. صبر می کنم تا حمام درست بشه. خدا روشکر می کنم همیشه برای همه چیزهای خوبی که بهم داده. می دونی ارغوان من واقعا خوش اقبالم.(با بغض می گه و خوب می تونم شکستن بغضش رو بین کلماتی که می گه حس کنم) من خدا رو خیلی شکر می کنم برای این همه اقبال خوبی که بهم داده.
_الحمدلله.
_خوب تو داری الان چیکار می کنی؟ داری غذا رو آماده می کنی؟
_می خوام عدس پلو درست کنم ان شاءالله. (دیگه نمی گم دارم فیلم می بینم)
_خیلی خوبه. من خیلی دوستت دارم. تو خیلی شبیه منی.
_خیلی ممنون. من آنچنان هم مثل شما خوب نیستم. سعی می کنم که بهتر باشم.
_خیلی خوبه. من خیلی به یادت می افتم.
_ممنونتون.
_خوب من می رم تو رو هم می ذارم به کارهات برسی. سلام علیکم.
_و علیکم السلام.
برای خانم ایرانی می نویسم که: خانم بزرگ من از گفتن نقاط منفی خانم بزرگ دومی ناراحتن و چون شما رو هم درگیر این موضوع کردم، لازم دونستم برای شما هم این رو بنویسم.
برچسب: خوش اقبال,خوش اقبالی,مهراد خوش اقبال,
نویسنده: علی فدایی