خرید بک لینک


با زرنگ دختر رفتیم کتابخانه. به مطمئن گفتم میای؟ گفت: نه.

کتابها رو برداشتیم و اومدیم. زرنگ مثل من اهل حال کردنه. اهل موسیقی و صداش رو خیلی بلند کردنه.
موسیقی سریال قشنگ پایتخت رو خواست. براش گذاشتم. چند بار شنید بعد من هوای شنیدن آهنگ دیگه ای کردم. آهنگی پر از غم و درد اما در عین حال شاد. اون رو گذاشتم که زرنگ گفت: می شه یه دور بزنیم بعد بریم خونه؟
قبول کردم. خودم هم می خواستم. کتابخونه خیلی نزدیکه خونه ست. فوقش ده دقیقه می رسیم خونه. دو دور زدم که تلفنم زنگ زد. از خونه بود. مهربون پسرمی پرسید آیا قهوه می خوام که برام درست کنه و جوابم مثبت بود و برگشتیم.
وقت خوبی بود. با مطمئن نمی شه هر چیزی شنید و با صدای بلند شنید. و من خیلی وقته رانندگی طولانی مدت تنهایی نرفتم.

برچسب: جوز منهم,جوز منهم لا تعاتبهم بعد,جوز منهم ساجده عبيد, نویسنده: علی فدایی تاريخ: پنجشنبه 18 آذر 1395 ساعت: 4:17

صفحه بندی