خرید بک لینک


خونه به معنی کامل به هم ریخته و کثیفه. در این مدت تعطیلات به جر در آشپزخانه و لباسشویی کاری به جاهای دیگه نداشتم. امروز هم که مطمئن رفته سرکار و بچه ها خونه هستند، حس آزادی و راحتی بیشتری دارم و حال جسمم هم زیاد خوب نیست دل درد و کمر درد دارم. اما روحم بد نیست. به بچه ها سخت نمی گیرم و به خودم هم. همه چیز رو راحت گرفتم. کاری به اتاقهای به هم ریخته بچه ها ندارم. کار زیادی به چگونه وقت گذروندن بچه ها هم ندارم. فوقش نگران می شم، نت رو قطع می کنم. تذکر می دم که نیم ساعت کتاب رو بخونن که معمولا زرنگ بیشتر از این وقت می ذاره برای خوندن چون لذت کافی رو می بره و لزومی به تذکر من نداره اما مهربون و آهو نه.
صورتم بد جوری خسته ست. مخصوصا چشمهام. به خودم نمی رسم. به تغذیه درستم هیچ وقت نرسیدم. روی انگشتام پر از پوستهای کنده شده ست که هی خون میاد. می دونم این از میوه نخوردنه. به میوه و ورزش احتیاج دارم.
تو این مدت تعطیلات یکبار هوای بودن بین جمعهای دوستانه رو کردم. که یکی بیا خونه مون و یا ما بریم خونه یکی. فقط به اندازه کمی این هوا رو داشتم و دیگه ندارم.

برچسب: حال و هوای من,حال و هوای منزل پورحیدری,حال و هوای منزل بهادر عبدی, نویسنده: علی فدایی تاريخ: شنبه 18 دی 1395 ساعت: 1:36

صفحه بندی