خرید بک لینک


یکی از روزهای تعطیلات مارچ، زرنگ دختر کنارم نشست و یک برگه چندتا شده نشونم داد. بازش کردم: نوشته بود: 10 تسبیح صلوات و کنارش چند خط، 10 تسبیح زهرا و چندتا خط کنارش.
پرسیدم: نذره؟
_آره.
_برای چی؟
با لبخند گفت: صلواتها برای سلامتی خودم در تعطیلات؛ چون تو تعطیلات همیشه مریض می شم و تسبیح زهرا هم برای به سلامت برگشتن مهربون از زیارت.
خیلی خوشم اومد!
_نذرهای رو کی کردی؟
_برای سلامتی خودم قبل از تعطیلات و برای سلامتی مهربون چند روز پیش.
_هدیه به کی؟
_برای ام البنین.
بغلش کردم و قربون صدقه ش رفتم برای این کار و افکار مثبت.
بعد پرسید: اگر دعایی که کردیم جواب نده باز هم باید نذر رو انجام داد؟
_نه. اگر انجام بدی برای خودت خوبه چون کار خوبیه و اثر خوبی برات داره. اما مطمئنا همه دعاها اجابت می شه فقط ما خیلیهاش رو متوجه نمی شیم کی و چطور.

دیشب بعد از نماز مغرب در حالی که تسبیح ام البنینی که برادرش براش از نجف گرفته بود دستش بود و ذکرش رو تمام کرده بود، برگه ثبت تعداد رو برداشت و آخری رو ثبت کرد و گفت که تمام شد.
بعد گفت اولین باری که نذرکرده چند سال پیش در مسجد برای آمدن دختر عمه ش بوده که ده تا صلوات نذر برای ام البنین کرده و همینکه دهمین صلوات رو فرستاده، دختر عمه وارد مسجد می شه.
تو دلم فکر کردم چقدر هم که این عمه و دخترش به یادت هستن! اما بهش گفتم: ان شاءالله وقتی بزرگتر شدید ارتباطتون بیشتر بشه.

جالب اینجاست با اینکه زرنگ سفارش تسبیح کریستال به برادرش کرده بود، مهربون تسبیح ام البنین براش گرفته بود.



برچسب: نویسنده: علی فدایی تاريخ: جمعه 4 فروردين 1396 ساعت: 0:33

صفحه بندی