سال پیش که برای اولین بار به صورت مستمر پاییز و زمستون برای پرنده ها، تو حیاطمون دون گذاشتم همه ش دعا میکردم بلکه وجود بیشتر این پرنده ها در حیاطمون باعث کمتر شدن حشرات در بهار و تابستون بشه. بیان برای خوردن دون و اینطور یاد بگیرن بیشتر به حیاطمون سر بزنن و اون کرم خزوکها رو قبل از بالغ شدن بخورن. خیلی این تمنا رو داشتم از بس این خزوکها حمله می کردن و بوته گل سرخ و برگ انگور و برگهای موچسب وحشی خوشکلمون رو می خوردن و اونها رو به اسکلت تبدیل می کردن. و من چقدر کارها کردم که از حیاطمون دورشون کنم. از همه روشها برای کم کردنشون استفاده کردم. از روش جارو برقی از روش انداختنشون تو ظرف آب و ریکا، از روش طبیعی پاشیدن ماده ایی که حاوی موجوداتی بود که اونها رو می خوردن و نمی ذاشتن به مرحله بلوغ برسن و در آخر از روش هورمونی که بوی خاصی می داد و اونها رو به هوای جفتگیری می نداخت تو تله. حتی در همون مرحله نوزادی و کرمی هم، علف حیاط رو زرد کرده بودن چون از ریشه هاش تغذیه می کردن.
و امسال تابستان دیدم به تمنام رسیدم. خزوکهای خیلی کمی به برگها حمله کردند. این نوع از حشرات رو خزوک ژاپنی می گن که اصلا مال اون سرزمینن و در اونجا مشکلی آنچنانی برای گیاهان ندارن. چون از طرف پرندگان شناخته شده هستند، جمعیتشون کنترل شده. اما اینجا چون جدیدن، پرنده ها آشنایی ندارن باهاشون و نمی خورنشون. و این می شه که تبدیل به آفت شدن و خیلی خسارت وارد می کنن.
این پرنده های خوشکل و خوش صدای حیاطم زنده بمونن الهی!
برچسب: من پرنده تو درخت,من پرنده کوچک غمگینی را میشناسم,من پرنده ای فراموشکارم,
نویسنده: علی فدایی