با اینکه در مطلب گذشته ام از مادرم انتقاد کردم که پیشنهاد کمک می کنه و بعد خودش شاکی می شه؛ خودم هم اینگونه هستم. چون معمولا سوءاستفاده دیدم. شاید مادرم هم همینگونه بوده که شاکی می شه.
چند روز پیش خانم بزرگ زنگ زد و ازم خواست که ببرمش دکتر. وقت گرفته بود ساعت دو و ربع بعد از ظهر. خوب برای من اون وقت مناسب نبود چون نزدیک وقت برگشتن بچه ها از مدرسه ست و من باید اونها رو از مدرسه بیارم. به او گفتم. گفت می تونم برسونمش و برگردم و بعد باز برم دنبالش. خوب البته ظاهرا اونقدر با من راحت هست که بتونه اینگونه درخواست کنه! من هم چون این روزها شدیدا احساس بی فایده بودن و کار خاصی نکردن دارم، قبول کردم که حداقل یک کار متفاوت و نه برای خانواده م و خودم، کرده باشم حتی اگر این کار برام سخت باشه. همراهش کردم. و البته سخته چون باید روبروی در ورودی ساختمانی که مطب در اونجاست پارک کنم و به او کمک کنم آروم آروم پیاده بشه و ببرمش داخل ساختمان و مطمئن بشم که جاش مناسبه، برگردم سراغ ماشین و جای مناسبی برای پارک کردنش پیدا کنم. بعد با هم رفتیم بالا و اونجا تا ساعت سه و ربع منتظر شدیم تا دکتر معاینه ش کرد و بعد آزمایش ادرار و خون ... و وقت گرفتن برای تست قلب در مطب دیگری...
اگر می ذاشتم و برمی گشتم سراغ بچه ها سختتر بود چون اون موقع ترافیک سنگین می شه و من کلا از رانندگی خیلی خسته می شم بنابراین زنگ زدم مدرسه و از منشی که اصلا جزو مسئولیتش نیست، خواستم زحمت بکشه و به بچه هام بگه که نمی تونم سر وقت بیام مدرسه و باید در مدرسه بمانن تا برم سراغشون. اینکار هم یعنی پرداخت پنج دلار برای هر کدامشان. یعنی ده دولار.
واقعا اینکار رو می کنم چون حس می کنم بهم احتیاج داره. و همچنان پیش خودم دخترش رو موظف به رسیدگی به مادرش می دونم که ظاهرا نمی کنه و یا خود مادرش ازش نمی خواد چون دخترش رو خیلی مشغول می بینه.
دیروز ایمیلی دریافت کردم که به وقت اورتودنسی پسرم رو که درست همزمان با وقت تست قلب خانم بزرگ بود و من مثل همیشه اصلا در یادم نبود رو یادآوری می کرد.
امروز با خانم بزرگ تماس گرفتم و گفتم که نمی تونم. او هم خیلی بزرگوارانه بدون اینکه بگه وقت پسرم رو عوض کنم و یا او وقتش رو عوض کنه که بتونم باهاش همراهی کنم، گفت که هیچ اشکالی نداره و در این مورد با دخترش صحبت خواهد کرد اما خودش با من خیلی راحتتر هست و نمی خواد از دخترش که خیلی مسئولیتهای زیادی داره درخواست کنه و حتما شخص دیگری را برای همراهی پیدا خواهد کرد.
خدا روشکر یک مسئولیت کم شد.
کلا من ادم تنبلی هستم می دونم!
نتیجه می گیریم که:
وقت قرارها رو باید در تقویم شخصی نوشت و چک کرد ولی در غیر اینصورت آنچنان هم بد نمی شودبلکه راه نجاتی برای از مسئولیتهای اضافه در رفتن آدمهای تنبل می شود!
برچسب:
نویسنده: علی فدایی