خرید بک لینک


حالم آنگونه است که دلم تنگ بعضیها شده. بعضیها که نباید بهشان فکر کرد. چون زیاد آدم خوبی نیستنداصلا چه حقی دارم بگویم خوب نیستند! بلکه اصلش این است که رابطه شان با من رابطه درستی نیست و نباید رابطه ایی باشد؛ اما دوستم دارند و خیلی قشنگ قربان صدقه ام می روند که اراده مقاومتم را سست می کند. آدمهایی که خیلی تلاش کردم بهانه های مختلفی به دست بیاورم و ازشان دوری کنم و کردم. الان دلم برایشان تنگ شده و مایلم اخبارشان را بدانم و آنها هم اخبار من را بدانند و قربان صدقه ام بروند مثل قبل چون می دانم دوستم دارند. خدارا شکر که این احساسم به عمل تبدیل نشده تا کنون و این هم از سنگ دلیم است و یا نمی دانم چه تعریفی می شود از این تغییر من داشت که داشته ام و در ارتباطاتم کلا کند شده ام.

از این میان دلم برای بعضیها که لیاقتشان خیلی زیاد هست هم تنگ شده. مثل خواهرم که چقدر دوستش دارم و چقدر از حرف زدن با او سیر نمی شوم و هر بار که می خواهم فقط اسمش را در لیست اسمها در واتس اپ نگاه کنم، چقدر باید بروم پایین لیست تا اسمش را پیدا کنم. و این پایین بودن اسمش به معنی گذشت زمان زیادیست از ارتباط نداشتنمان. چند بار زنگش زدم. نبود یا خواب بود برایم نوشت. و من هر بار برایش نوشتم کاری نداشتم راحت باشد فقط برای سلام و احوالپرسی تماس گرفته ام. می دانم که سرش شلوغتر از من است.

برچسب: نویسنده: علی فدایی تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 6:34

صفحه بندی