به پیشنهاد مطمئن رفتیم سینما برای دیدن یک فیلم کودکانه. از قبل در نت نگاه کرده بودم که کدام بیشتر جالبه و بچه ها دوست دارند و Dispicable Me3 را انتخاب کردم چون بچه ها سری اول و دومش را دیده بودند و خیلی دوست داشتند. زرنگ خانم دستور دادند حتما برایشان ذرت بو داده سایز بزرگ سفارش بگیریم. به بابایش گفتم. خوشش نیامد. سالی یکی دوبار بیشتر نمی رویم سینما. از بیرون هم هیچ وقت ذرت بو داده نمی گیریم مگر همین وقت سینما رفتن. حالا یکبار دوبار از بیرون خریدن چیست خوب!
نمی شود گفت مطمئن شخص دست و دلبازی نیست. اما یک چیزهایی برای او مهم نیستند.
قبل از من سوار ماشین شده بودند. وقتی کفشم را پایم می کردم دیدم کفش نوهای زرنگ دم در است. در ماشین ازاو پرسیدم چرا پایش نکرده، جواب داد کوچیکن!
_تو که همین دیروز خریدیشان! چطور یکهویی برات کوچیک شدن؟
_نمی دونم! برام خیلی تنگن!
نگاه کردم دیدم کفش ورزشی پاهاش بود با جوراب صورتی.
_خوب برای اینکه با جوراب خواستی پات کنی! تو متوجه نشدی چرا یکهویی برات کوچیک شدن! دیروز بی جوراب امتحانش کرده بودی و اصلا این نوع کفش بی جوراب یا با جوراب نازک پوشیده می شه.
از همه این حرفها خوشش نیامد و با بغض گفت: اصلا چرا داری با من اینطوری حرف می زنی؟ مگه من چی گفتم! فقط گفتم برام تنگه!
تحفه خانم!
_من هم چیز بدی بهت نگفتم. دلیل تنگ بودن کفشت رو گفتم!
قبل از اینکه وارد سینما بشیم خطاب به همشان که در اصل منظورم خود بابایشان بود گفتم: فیلم خیلی موسیقی و آواز داره. از الان بدونید! همه فیلمها همینه!
رفتیم داخل مطمئن با زرنگ و آهو رفتن برای ذرت بو داده. قبلش به مطمئن سفارش کرده بودم حتما برای مهربون هم بگیرن حتی اگر خودش بگوید نمی خواهدمی دانم ملاحظه می کند. من و مهربون هم رفتیم برای تهیه بلیت. تو دلم دوست داشتم برای من هم بگیرن. می خواستم ببینم به فکر مطمئن میاد که برایم بگیرد!
فیلم سه بعدی بود و هزینه اش بیشتر می شد. اما زمانش با زمان ما هماهنگی داشت. مهربون بعدش بایدمی رفت برنامه کاریش را از سوپرمارکت بگیرد و نماز هم ساعت یک و بیست دقیقه بود و بعدترش می رفتیم رستوران. برای همین سه بعدی رو انتخاب کرده بودم. عادیش دیرتر پخش می شد. به مهربون گفتم هزینه را فعلا به بابایش نگوید. همینجوریش هم ناراحت بود که چرا زرنگ ذرت بو داده سایز بزرگ می خواهد.
خوب ظاهرا به ذهنش نیامده بود و برایم ذرت بو داده نگرفته بودند. البته که به رویم نیاوردم. دیگه زن به این گندگی از این بچگیها که نمی کنه! مخصوصا که وقتی کوچیک بود هم نمی کرد و حالا هم نمی کنه و ان شاءالله نخواهد کرد!
طبق دستور همیشگی مطمئن بهترین جا در سینما، ردیفهای بالا در وسط سالن بود. ما هم رفتیم و به دستور دوباره مطمئن همانجا که او گفت نشستیم. قبل از فیلم کلی تبلیغات و موسیقی با صدای بلند پخش شد که باعث ناراحتی مطمئن و شکایتش از بلندی صدا شد. بعد گفت که زیادی بالا نشستیم و اینکه ردیف جلویمان خیلی بچه دارن و اینها اصلا ساکت نخواهند شد و باید جایمان رو عوض کنیم. جاهای مناسب دیگه اشغال شده بود. چند ردیف پایین سالن مونده بود. بچه ها قبول نمی کردند جابه جا شویم. خودش بلند شد و رفت یک جایی نشست که فقط به اندازه چهار نفر صندلی خالی داشت. کارهایش ناراحت کننده بود. به بچه ها گفتم حرف گوش کنند و بروند دنبال پدرشان که همه با هم بشینیم. از همون دور هم به او اشاره کردم که اونجا 4 نفره و ما 5 نفریم. و تازه باید از روبروی چند نفر رد می شدیم که مزاحمشان می شدیم. او هم رفت و در ردیفهای پایینتر جا گرفت. زرنگ رفت یک ردیف جلوتر با ناراحتی تنها نشست. من بین مطمئن و آهو و مهربون هم اونور باباش. مطمئن خیلی سعی کرد زرنگ را متقاعد کند بیاید کنار ما چون صندلیهای کنارش خالی بود و معلوم نبود چه کسی کنارش خواهد نشست. خانم قبول نکرد.
آخ از این بیرون رفتنهای ما! می گوید: چرا اینها اینطور لج می کنند! می گویم: خودت هم همینطوری! از اول به حرف خودت رفتیم اون بالا نشستیم بعد خوشت نیامد. اومدیم فیلم بچگانه ببینیم نه بزرگانه و البته که سینما پر از بچه ست! در ضمن ما هم کم جابجا نمی شیم و کم حرف نیستیم!
هیچی نگفت. از قبلش معلوم بود من ناراحتم اما دارم سعی می کنم سازگاری کنم.
فیلم که شروع شد پاکت ذرت بوداده مهربون بین من و باباش و خودش می گشت. خود مطمئن هم دوست دارد ها! اما مثلا برای کنترل کلسترول نمی گیرد. خوب برای من می گرفتی مرد! دفعه دیگه می گویم برایم یکی کوچک بگیرند.
سالهای قبل به خاطر گرانی این ذرت بو داده ها، یکی بزرگ می گرفت و من از خانه پاکت کاغذی می بردم و همان را بین پاکتهای دیگرتقسیم می کردیم . یا یکبار هم در خانه درست کرده بودم و بردیم. ولی ناراحت کننده ست اینکارها!
حالا مثلا داریم کم کم پیشرفت می کنیم.
برای دلخوشی و تغییر حال و هوای خانواده خوبه کمی اغماض کرد و بیشتر دست و دلبازی کرد.
برچسب:
نویسنده: علی فدایی