خرید بک لینک


روز بعد موضوع گرفتن شیرینی و ردکردن مطمئن و ناراحتی من، مطمئن مشخص بود پشیمان شده و سعی داشت غیر مستقیم بدون هیچ اشاره ای به شیرینی از دلم در بیاورد. من حرفی در موردش نزدم نه ناراحتی ام را نشان دارم و نه می توانستم عادی و راحت برخورد کنم. سرد بودم. نمایشی هم در کار نبود.
وقتی از سر کار آمد و دیگ در باز دلمه را دید با شگفتی و نمایشی گفت: دلمه درست کردی! از الان!

منظورش را نفهمیده بودم گفتم: یعنی چی از الان! برای شامه.

_ اها برای شاممون هست! فکر کردم برای روز مهمانیه!

مهمانی دو روز دیگر بود و ما اصلا در مورد درست کردن دلمه برای مهمانی صحبت نکرده بودیم. غذاهای پیشنهادی من یک نوع خورش بادمجان بود و مرغ در فر و یا خورش قیمه بادمجان. این هم یکی از روشهای مسخره از دل در آوردنش بود که حرفی جالب و یا تعریفی در مورد غذا پختن من برای مهمان زده باشد!

برچسب: نویسنده: علی فدایی تاريخ: پنجشنبه 22 تير 1396 ساعت: 15:18

صفحه بندی